
مطالعات وبررسیها نشان میدهد که بسیاری از کشورها در قرن بیستم و بیست و یکم براثر دچار فروپاشی اقتصادی شدهاند. به گزارش روز نو فروپاشی اقتصادی، ارزش پول ملی را کاهش میدهد و تقاضا را افزایش و عرضه را کاهش میدهد. تحریم وفشار اقتصادی زمینه را برای ابرتورم (Hyperinflation) فراهم میکند. کشورهای مثل عراق، سوریه، لیبی، کوبا، کره شمالی، روسیه و... زیر فشار تحریم توسط امریکا دچار فروپاشی اقتصادی شدهاند.
ایران هر چند هنوز به مرحله فروپاشی اقتصادی نرسیده، اما در صورت تداوم محاصره دریایی به سمت ابرتورم حرکت میکند. گزارش پیش رو به تجربه چند کشور که دچار فروپاشی اقتصادی شدهاند میپردازد:
نشانههای فروپاشی اقتصادی
* اول: رشد اقتصادی منفی و افت تولید ناخالص داخلی است.
* دوم: شکل گیری تدریجی ابرتورم است که پول ارزش پول ملی را کاهش میدهد.
* سوم: تورم بحران بانکی ایجاد میکند و بانکها یا ورشکسته میشوند یا با قفل شدن نقدینگی مواجه میشوند و قادر به بازپرداخت سپرده مردم نیستند.
*چاپ پول مهمترین عامل درشرایط تورم است که تورم را بیشتر میکند، علت سیاستگذاری پولی و مالی نادرست است که باعث چاپ پول بدون پشتوانه برای پوشش و کسری بودجه مزمن میشود این فرایند مسیر را برای رسیدن به ابرتورم هموار میکند که چرخه معیوب است: در شرایط ابرتورم چاپ پول، افزایش تقاضا بدون افزایش عرضه، تورم، افت قدرت خرید و رکود، و چاپ پول بیشتر. رانت براقتصاد وزندگی سایه میاندازد.
* منابع ملی بهجای سرمایهگذاری در تولید و زیرساخت ها، به سمت فعالیتهای غیرمولد میرود. ساختار اقتصادی شکننده، یعنی اقتصادهایی که درحال فروپاشی اقتصادی هستند به صادرات یک یا چند ماده خام وابسته میشوند، شوک در بازار درآمد ارزی کشور را دچار اختلال میکند.
*تحریمهای اقتصادی میتوانند ضعف ساختاری اقتصاد را آشکار و آن را به سمت بحران سوق دهد.
* تجربه فروپاشی اقتصادی *یوگسلاوی سابق میانسالهای ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۳، طی ۱۶ سال، یکی از ویرانگرترین فروپاشیهای تاریخ را تجربه کرد. نرخ تورم ماهانه در یوگسلاوی سابق به ۳۱۳ میلیون درصد رسید و تولید ناخالص داخلی کشور ۴۵ درصد افت کرد. مردم به مبادله کالا به کالا روی آوردند. دولت با کنار گذاشتن پول ملی و جایگزینی آن با مارک آلمان، توانست ثبات نسبی را بازگرداند.
* زیمبابوه تا سال ۲۰۱۸ به مدت ۱۹ سال با فروپاشی اقتصادی دستوپنجه نرم کرد، و نرخ تورم روزانه به حدود ۹۸ درصد رسید و تولید ناخالص داخلی ۴۸ درصد کاهش یافت. ترکیبی از خشکسالیهای پیاپی، کاهش تولید ناخالص داخلی، بدهیهای خارجی، جنگهای منطقهای و چاپ بیرویه پول، اقتصاد زیمباوه را به مرز فروپاشی کشاند. پیامد این بحران، مهاجرت میلیونی شهروندان و فروپاشی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی بود.
*مجارستان درفاصله ۱۹۴۵ تا سال ۱۹۴۶ بدترین ابرتورم ثبتشده تاریخ را با نرخ روزانهای حدود ۲۰۷ درصد پشت سر گذاشت.
* امارات در دهه ۸۰ میلادی، با سقوط قیمت جهانی نفت، بخش بانکی تولید ناخالص داخلی ۵۴ درصد افت کرد، اما، چون سیاستگذاران با اقدامات هدفمند وارد عمل شدند، اقتصاد فرونپاشید.
* ونزوئلا: استاندارد زندگی در این کشور نفتخیز بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ حدود ۷۴ درصد کاهش یافت، واین کشور را در جایگاه پنجم سقوط استاندارد زندگی در تاریخ اقتصاد مدرن قرار داد.
پیامدهای فروپاشی اقتصادی
* در شرایط تحریم وابرتورم، پسانداز خانوارها بیارزش میشود. دراین شرایط تأمین نان، آب، دارو و مسکن دغدغه روزانه میشود، این فرایند زمینه سوءتغذیه، مهاجرت نیروی کار متخصص و افت اعتماد اجتماعی را فراهم میکند.
* ابر تورم وفشار اقتصادی مشروعیت دولت را کاهش میدهد و اعتراض خیابانی شکل میگیرد.
* تورم سرمایهگذاری داخلی و خارجی را متوقف میکند و نیروگاه و جادهها به دلیل نبود بودجه نگهداری رفرسوده میشوند. بازسازی اقتصاد درشرایط بحرانی چند دهه طول میکشد.
* راهکار انضباط پولی و استقلال بانک مرکزی است. در شرایط بحرانی کاهش وابستگی به یک منبع درآمدی، شفافیت مالی راهکار است. ابرتورم را میتوان با حمایت اجتماعی ازفرودستان میتواند ازشدت مشکلات بکاهد. دولت چهاردهم به روش ۳۸ سال قبل که دردولت دفاع مقدس کالاها با کوپن توزیع میشد برگشته و کالا برگ به همه شهروند میدهد تا ازبار تورم بکاهد وقدرت خرید شهروندان را افزایش دهد.
در شرایط جنگ نظامی، جنگ اقتصادی و محاصره دریایی چارهای جز استفاده از کالابرگ وجود ندارد، اما دو پرسش مهم مطرح است: اول اینکه چه تضمینی وجود دارد که کشور مثل برخی کشورها دچار فروپاشی اقتصادی نشود.
پرسش دوم این که چرا و به چه دلیل مابعد از ۳۸ سال به شرایط جنگی و کالابرگ و زندگی در میانه تحریم برگشتهایم؟
پرسش مهمتر این است که اگر درآمد ارزی و فروش نفت کاهش یابد دولت چگونه کالابرگ تامین و توزیع کند؟