برترینها: ساخت نمونه ایرانی از یک سریال موفق خارجی، ایدهای جذاب و در عین حال سخت و طاقتفرساست که خواهناخواه مخاطب را به مقایسه وا میدارد؛ کاری که سازندگان سریال «اعتراف میکنم» محصول فیلم نت انجام داده است و البته از همان کپشن پیش از عنوانبندی نیز تکلیف خود را با مخاطب روشن کرده و او را به تماشای نسخهای ایرانی از سریالی مشهور و پربیننده دعوت میکنند.
سریالهای خارجی زیادی با مضمون پروندههای حلنشده ساخته شدهاند؛ چرا که این موضوع همواره جذاب است. سریالهای «باش» (Bosch)، «پروندههای جنایی حلنشده» (Cold-Case) و «فراموشنشده» (Unforgotten) تنها چند مورد آن است. این سریالها معمولا به دلیل ساختار روایی و فرم خود مورد توجه سریالدوستان جهان و ایران قرار میگیرد. حال پس از گذشت چند سال، شاهد نمایش ورسیون ایرانی از این ژانر با نام «اعتراف میکنم» محصول پلتفرم فیلمنت هستیم که به تازگی نخستین قسمت آن در اختیار مخاطب قرار گرفته و اسکلت فیلمنامه نیز روی پروندههای راکد پلیس بنا شده است.

قسمت اول سریال «اعتراف میکنم» که معمولا به آشنایی با شخصیتها و روی غلطک افتادن قصه آن اختصاص دارد، شاهد بازی کارگردان با تماشاگر هستیم؛ بدون آنکه واقعا پروندهای جنایی گشوده شود؛ البته به ظاهر پروندهای باز شده و متهم هم در اختیار سرگرد همایون شایگان و گروهش قرار میگیرد و در لایههای زیرین آن، بازی مشهور رودست زدن جریان دارد.
سکانس افتتاحیه قسمت نخست، بیش از آنکه به جهانی واقعی در شهر تهران ارتباط داشته باشد، شباهت زیادی به پشت صحنه تولید یک سریال دارد؛ بهویژه با حضور طراح فضای داخلی آپارتمان که دیالوگهای ردوبدلشده میان او و شایگان هم این ظن را تقویت میکند. با اضافه شدن چهار نفر دیگر و پیشرفت داستان، فضای داخلی آپارتمان که اتاق بازجویی هم برای آن طراحی شده است، خود به یکی از شخصیتهای سریال تبدیل میشود.
دماوندی و یک قتل غیر آنلاین
رفتن خودمعرف پیش پلیس و اعتراف به قتل و … ایدهای قدیمی و امتحان پسداده در ژانر پلیسی-معمایی به حساب میآید که آشنایی مخاطب با آن برای نویسنده برگ برنده به حساب میآید. چگونگی استفاده از شیوه، چالشی بزرگ به حساب می آید که پویا سعیدی در قسمت نخست سریال با عنوان «قاعده بازی»، با آن مواجه شده است؛ جایی که اسحاق دماوندی به عنوان قاتل سه نفر خود را تسلیم کرده است، اما هیچ اثری از اجساد و محل دفن آنها نیست! در حالی که سرگرد شایگان و بقیه تنها یک روز برای حرف کشیدن از دماوندی فرصت دارند.
معمای جذابی طرح شده و شناسنامه خوبی هم برای دماوندی به عنوان پلیس اخراجی طراحی شده است که به خوبی مخاطب را با قصه درگیر میکند. تلاش اعضای گروه برای رسیدن به حقیقت، همان نکته کلیدی سریال «اعتراف میکنم» که از فیلم نت پخش می شود، به حساب میآید که هر یک را به گونهای وادار به تلاش میکند. نبودن هیچ ردی از دماوندی در اینترنت نیز ایده فکرشدهای است که هم پای یکی از شخصیتهای اصلی را به داستان باز کرده و هم روی هوش و زیرکی متهم پرونده تاکید میکند.
قاعده بازی و شخصیتپردازی مینیمال
در نسخه نتفلیکس از سریال «جنایی»، پرداخت شخصیتها و جزییات کاملا به اندازه بوده و از ظرف آنها سرریز نمیکند؛ کاری که نیما حسنینسب به عنوان پدیدآورنده سریال «اعتراف میکنم» نیز انجام داده و آن را روی فیلمنامههای هر قسمت به کمک نویسنده لحاظ کرده است.
در قسمت نخست هر سریالی، شخصیتهای اصلی معرفی میشوند و سپس شاهد گسترش عرضی قصه هستیم. در «قاعده بازی»، معرفی شخصیتهای اصلی از سرهنگ موفق و سرگرد همایون شایگان تا شیوا حقی، سرگرد سیاح و نگار فروتن به شکلی مینیمال انجام شده و شناسنامه مختصری نیز برایشان تدارک دیده شده است.
شایگان به عنوان قهرمان سریال، شخصیتی لایه لایه دارد که بخشی از آن در همین قسمت نمایش داده میشود. مثلا میتوان به داستانک دختربچه زیبای گمشده همسایه در کودکیاش اشاره کرد که دلیل اولیه او برای پوشیدن لباس پلیس محسوب میشود. در نقطه مقابل، سیاح کمحرف و تندمزاج است که علاقه چندانی به همکاری با نیروهای خارج از سازمان پلیس ندارد.
شیوا حقی که دختری نوجوان دارد و در عین حال باردار است، نقش روانشناس گروه را بازی میکند که قطعا بسیاری از گرهها به دست او باز خواهد شد؛ در حالی که خود همچنان با برخی از گرههای زندگی شخصیاش درگیر است!
نگار فروتن نیز نماینده نسل جوان مسلط بر فضای سایبر به عنوان یک هکر است که به نوعی وصله ناجور گروه به حساب میآید!
«اعتراف میکنم» در هر قسمت شخصیتهای مهمان هم دارد که اسحاق دماوندی یکی از آنها است؛ مردی میانسال که به عنوان یک قاتل سریالی خونسرد، متقاعدکننده از کار درآمده و محک مناسبی برای مواجهه با قطب مثبت سریال به حساب میآید.
دیالوگهای پینگپنگی و نقش کلیدی آن
دیالوگهایی که معمولا بین افسر پلیس و متهم در اتاق بازجویی ردوبدل میشود، عموما ریتم و ضرباهنگ بالایی داشته و مثل توپ پینگپنگ به سمت یکدیگر پرتاب میشوند. پویا سعیدی نیز در اپیزود نخست سریال، همین کار را انجام داده و دیالوگها نقش مهمی در جلب نظر مساعد مخاطب دارد؛ به ویژه بین شایگان و دماوندی که لحن نیز در آن نقش ویژهای دارد. با ورود شیوا به اتاق بازجویی، شکل دیالوگها تغییر محسوسی کرده است که نور بیشتری روی شخصیت شیوا میاندازد. دیالوگهای نوشته شده برای نگار نیز از دل یک گروه سنی مشخص بیرون آمده است و بین او و بقیه یک خط ظریف میکشد. همچنین در سکانس نخست سریال هم دیالوگهای بامزهای بین شایگان و معمار داخلی آپارتمان بر سر کلمه راکد یا راکت! درمیگیرد که بامزه به نظر میرسد.
انتخاب بازیگر و یک غافلگیری بزرگ در اعتراف میکنم
در کستینگ سریال «اعتراف میکنم» و بین شخصیتهای اصلی، حضور پوریا پورسرخ، آن هم در نقش سرگرد شایگان با گریمی بهشدت متفاوت، کاملا جلب توجه میکند. در نقشهایی از این دست که چهره همیشگی بازیگر را تا حدود زیادی مخدوش میکند، پورسرخ کار دشواری داشته که از عهده انجام آن برآمده است. جزییاتی همچون عینک نیز به کمک او آمده و مخاطب را غافلگیر میکند.
مهدی هاشمی هم در نقش اسحاق دماوندی، همان بازیگر موفق دهه شصت و هفتاد سینمای ایران است که روی جزییات نقش بهویژه روی نگاه خود کار کرده است و در این نقش، یک کلاس بازیگری چند دقیقهای برای دوستداران این حرفه برگزار میکند.
پیشنهاد می شود این سریال را هر دوشنبه در فیلم نت تماشا کنید.